فهم فرهنگ ایران (ضرورت و اهمیت موضوعاتی از نوع موضوع پایان نامه بنده)

موضوع پایان نامه بنده تا اینجا با عنوان «پدیدار شناسی تصوف در سینمای ایران؛ مطالعه موردی سینمای مجیدی»  به اجماع خودم و فعلا تنها خودم رسیده است. متن زیر آنی است که در بیان ضرورت و اهمیت این موضوع در طرح پژوهشی خود عرض کرده ام:

ضرورت انجام اینگونه موضوعات که در حوزه شناخت و فهم فرهنگ بومی می باشد، در واقع همان شناخت می باشد که مهمترین مسئله قبل هر اقدام است. حال چه گونه ممکن است اقدامات متعدد و مختلفی در حوزه فرهنگ انجام شود، در حالی که شناخت صحیحی از این حوزه وجود ندارد. لذا در صورت عدم وجود اینگونه پژوهش های خرد، و پژوهش کلانی مانند «ارزش ها و نگرش های ایرانیان»، «رفتارهای فرهنگی ایرانیان»، «فضاهای فرهنگی ایران» و همچنین «پیمایش ملی تحولات فرهنگی»  که راجع به شناخت فرهنگ ایران می باشد، نمی توان تصمیم درستی برای فرهنگ ایران در حوزه های مختلف آن اتخاذ کرد.

ثمره این موضوع و امثال اینگونه موضوعات که می توان آن را ذیل عنوان کلی تری به نام فهم فرهنگ ایران ـ همانطور که در قبل اشاره شد - جای داد در دو حوزه بروز می کند: یکی در حوزه فلسفه علم و دیگری در حوزه مطالعات سیاست گذاری می باشد.

اما ثمره بحث در حوزه فلسفه علم اینگونه می باشد که، علم یا تولید هر معرفت دیگر، یک عمل اجتماعی است. شرایط و روابط اجتماعی تولید معرفت، محتوای آن را متاثر می سازد. معرفت به میزان زیاد - اگرچه نه منحصرا – زبان شناختی است؛ و ماهیت زبان و شیوه برقراری ارتباطات ما درباره متعلَق آگاهی و ارتباطات، بیگانه و بی تفاوت نیست. آگاهی از این روابط در ارزیابی معرفت، امری حیاتی است(سایر، 1388: 7). از این رو شناخت زمینه ای که معرفت می خواهد در آن تولید شود از ملزمات و از پایه های تولید علم می باشد.

اما ثمره بحث در حوزه سیاست گذاری اینگونه می باشد که، برای سیاست گذاری در هر جامعه بدون شناخت زیر ساختهای و روابط اجتماعی حاکم در آن امکان سیاست گذاری و یا سیاست گذاری کامل و جامع در آن زمینه وجود ندارد. از این رو این پژوهش و امثال اینگونه پژوهش ها، بسیار لازم است تا بتوان بعد از شناخت درستی از فرهنگ ایران(به عنوان زمینه ای که قرار است در آن سیاستگذاری شود) به سیاستگذاری جامعی راجع به آن دست یافت.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391    | توسط: محمد امین تولی    | طبقه بندی: تولید علم، علوم انسانی، فرهنگ، سیاستگذاری، فرهنگ ایرانی،     | نظرات()

ثنویت ناصواب؛ علم یا ثروت

برای بررسی تاریخی مسئله تولید علم خاصتا در حوزه علوم انسانی و ضعف های کثیری که در این  حوزه وجود دارد باید به سال دوم ابتدایی و به زنگ انشایی باز گردیم که در آن موضوع انشا «علم بهتر است یا ثروت؟» بوده است.

پاسخ به این سوال با ذهن دوم ابتدایی قطعا به مشکل بر می خورد و به هر طرف که میل پیدا کند قطعیتی در این زمینه پیدا نمی کند. لذا این سوال تا سال های بعد در ذهن آن دانش آموز باقی می ماند و پاسخی برای آن نمی یابد. برای اینکه از دروان دبیرستان به فکر تشکیل زندگی و کار می افتد لذا به دنبال رشته های زود بازده شغلی و از آن میان به دنبال آن رشته می رود که  بیشترین درآمد را داشته باشد. لذا به رشته ریاضی و از آن میان به دنبال رشته برق یا مکانیک می رود. لذا کلاس های علوم انسانی خالی می ماند از دانش آموزانی که استعداد کسب علم بیشتری دارند. این گروه بعد از این وارد بازار کسب ثروت شده و تازه آنجاست که می فهمد علم بهتر بود از ثروت چرا که با علم می توان ثروت کسب کرد اما با ثروت نمی تواند علم اندوزی کند. دیگر نه راه پس مانده است و نه راه پیش، در حالی که هم علم خوب بود و هم ثروت تنها مسئله حل رابطه میان این دو بود که به آن دانش آموز در مدرسه یا داده نشد.

اما آن عده که به به حوزه علوم انسانی وارد شده اند نیز ثروت را همچنان بهتر از علم می دانند لذا به دنبال رشته حقوق رفته که فرآیند تبدیل علم به ثروت در این رشته کوتاه تر می باشد. لذا این دسته نیز وارد بازار کار شده و آنوقت می فهمد که علم بهتر از ثروت است که نه راه پیش دارد و نه راه پس، در حالی که هم علم خوب بود و هم ثروت تنها مسئله حل رابطه میان این دو بود که به آن دانش آموز در مدرسه یا داده نشد.

لذا دوگانه علم یا ثروت از ابتدا غلطی بود که در ذهن کودک نقش می بندد و به نظرش که این دوگانه ایست انحصاری که به ناچار به یک سمت باید تمایل پیدا کرد. اما اگر فرآنید تبدیل علم به ثروت به درستی تبیین شود این موضوع انشا به این موضوع که «چگونه می توان از علم کسب ثروت کرد» یا به طور مشخص تر، «چگونه می توان از ادبیات کسب درآمد کرد» و یا اینکه « مسیر تبدیل دانش اجتماعی به ثروت چیست؟» تبدیل می شد. این سوالات هم این تناقض نا صحیح را در ذهن دانش آموز شکل نمی داد و هم اینکه برای دانشجویان علوم انسانی نیز این سردرگمی را به وجود نمی آورد که آیا علوم انسانی قابلیت تبدیل به ثروت را دارد یا خیر.

در مطالب بعدی مطلبی راجع به فرآیند تبدیل علم به ثروت به نظر شما خواهد رسید ان شاالله.

نوشته شده در تاریخ شنبه 26 فروردین 1391    | توسط: محمد امین تولی    | طبقه بندی: تولید علم، علوم انسانی، فرهنگ،     | نظرات()

چشم زخم

از مسائل مهمی که در تاریخ اجتماعی ایران تاثیر به سزایی داشته که باعث شده است برای آن تدابیر مختلفی چیده شود مسئله چشم زخم می باشد.

از جمله تدابیر که برای این کار تدبیر شده است شامل موارد زیر می باشد با توجه به اقشار مختلف:

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 اسفند 1390    | توسط: محمد امین تولی    | طبقه بندی: فرهنگ، فرهنگ ایرانی، مردم نگاری،     | نظرات()

قاصدک هان! چه خبر آوردی؟

قاصدک هان! چه خبر آوردی؟
از کجا وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی اما .. اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی.
انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیار و دیاری - باری،
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس،
برو آنجا که تو را منتظرند.
قاصدک!
 در دل من همه کورند و کرند.
دست بردار از این در وطن خویش غریب.

قاصد تجربه های همه تلخ،
با دلم می گوید
که دروغی تو دروغ؛
که فریبی تو، فریب.

قاصدک! هان، ولی ... آخر... ای وای!
راستی آیا رفتی با باد؟
با تو ام، آی! کجا رفتی؟ آی...!

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی، جایی؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز؟

قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند.
مهدی اخوان ثالث (م-امید)

  • برچسب ها: شعر،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 دی 1390    | توسط: محمد امین تولی    | طبقه بندی: ادبیات، قلم رنجه،     | نظرات()

مبارک باشد ساختمان های جدید!!!!

یکم. برای کاری لازم شد، به سایت دانشگاه های ایران سرک بکشم.

دوم. همه(تقریبا) در صفحه نخست، عکسی از دانشگاه خود گذاشته بودند!

سوم. همه(تقریبا) عکس قشنگ ترین ساختمان دانشگاه خود را گذاشته بودند!!

چهارم. و دانشجویی در کار نیست!!!

پنجم. مبارک باشد ساختمان های جدید!!!!

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 دی 1390    | توسط: محمد امین تولی    | طبقه بندی: دانشجو، دانشگاه، قلم رنجه،     | نظرات()