پیشاپیش از استاد عزیز جناب آقای دکتر فیاض که هنوز فرصت شاگردی ایشان را نداشتم عذر خواهم.

دلایل حق التدریس شدن شما آقای دکتر فیاض:

1- اگر حق التدریس شدی حقته؛آخه مگه ما چند تا استاد داریم که این همه کتاب بخونه.یه جزوه درست کن بیا همون رو درس بده که هم ما راحت می شیم هم خودت و هم بقیه!

2- اگر حق التدریس شدی حقته؛آخه کجا دنیا دیدی یکی کتاب بنویسه بدون هیچ ارجاعی،یک کتاب نوشتی اون هم که چون هیچ ارجاعی نداره اعتباری نداره. کتاب خوبه که اگر 10 صفحه هم که باشه حداقل 20 صفحه ارجاع داشته باشه اینطوری هم به اعتبار کتابت افزوده می شد و هم به هم به اعتبار خودت!

3- اگر حق التدریس شدی حقته؛آخه تو کدوم استاد رو دیدی که این همه به دانشگاه و دانشکده و استادهای دیگه و حتی دانشجو ها گیر بده؛ول کن بابا فیاض خب حتما خدا خواسته که اینطوری هستیم دیگه!

4- اگر حق التدریس شدی حقته؛آخه تو این همه دانشگاه که داریم انصافا چندتا استاد داریم که به دنبال تولید علم و جنبش نرم افزاری و چه می دونم دانشگاه حکمت محور و از این جور حرف ها که پیش آقا زدی باشن،ول کن بیا درست رو بده و برو.

5- اگر حق التدریس شدی حقته؛آخه از کجا درآوردی که دانشجو خودش باید چهارچوب تئوریک خودش باشه؛ اینهمه دانشمندان غربی حیف نیست از اون ها استفاده نکنیم.

6- اگر حق التدریس شدی حقته؛شاید حق شاگرد(رساله حقوق امام سجاد) را رعایت نکردی و علمت رو از اونها دریغ می کردی!

7- اگر حق التدریس شدی حقته؛خوب یک دلیل خیلی سادش اینه که حقت رو این دیدن دیگه به عبارت دیگه خوب حتما حقته دیگه پس اگر حق التدریس شدی حقته(یه کم فلسفی شد)

 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 مهر 1389    | توسط: محمد امین تولی    | طبقه بندی: قلم رنجه،     | نظرات()